با آرامش به هدفتان برسید یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسربچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی که در خیابان افتاده بود را شوت می کردند و سروصداى عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می شد. و آسایش پیرمرد کاملاً مختل شده بود.
برچسب:
نویسنده: بهار اکبرینژاد
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 14:18